گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

lمست غزل
نویسنده : دکتر محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٥
 

(( مست غزل ))

امشب دوباره مست غزل مى شود دلم
در چشمه ى نگاه تو حل مى شود دلم
اند یشه را به خلوت جان راه مى دهد
خالى ز هر دروغ و دغل مى شود دلم
دورى ، اگر چه تلخ تر از زهر ، رفتنى ست
مى آیى و دوباره عسل مى شود دلم
وقتى عبور مى کنى از کو چه ى امید
همداستان اهل محل مى شود دلم
عشق تو گر مرا بنوازد به یک نگاه
ضرب المثل براى مثل مى شود دلم
قصد قصیده داشت نگاهم ، تو را که دید
دیدم دوباره مست غزل مى شود دلم

#محمد_روحانی (#نجوا_کاشانی )
@boostsnetanz
@golestanesheroasab
https://telegram.me/joinchat/B9SDJUBU31rOpyYSuHNWUA

 


 
 
(( تمنای وصال ))
نویسنده : دکتر محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٤
 
خسته ی پیوسته سردر گم ز کار خویشتن 
می روم با خویش و بی خویش از دیار خویشتن
در تمنای وصال دوست , دل گم می کنم
نیست تا هستم دلم در اختیار خویشتن
دیگران حرفی به لب می آورند از من ولی
خود نمی گیرم خبر از حال زار خویشتن
سنگ را مانم که گر سر بشکند یا نشکند
سر دهد آسان سرود افتخارخویشتن
چون گیاهی مشتعل ازتشنگی های کویر
ریشه پنهان می کنم درسایه سارخویشتن
جاری جان را نمی بخشم به تاراج خزان
تا بیفشانم گلی پای بهار خویشتن
آبروی خویش را در تشنگی نوشیده ام
تا نیفتد عزتم از اعتبار خویشتن
زار می مانم ولی هرگز نخواهم گشت خوار
چون گلی دارم معطر در کنار خویشتن
تا زبانم هست پیشاهنگ نجوای امید
گرد بادى کوچکم مست غبار خویشتن

#محمد_روحانى (#نجوا_کاشانى )
@golestanesheroadab

 
 
پلاسکو
نویسنده : دکتر محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱
 

 

 گذشتن گر چه دشوار است از جان

به چشم عاشقان مى آید آسان

نجات جان مردم عشقشان بود

در آتش سوختند آتش نشانان 

#محمد_روحانى (#نجوا_کاشانى )

  کانال تلگرام : golestanesheroadab@

 

 

 


 
 
← صفحه بعد