گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

نوروز را به خانه ی دل میهمان کنیم
نویسنده : محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

  یا مقلب القلوب والابصار  ،  یا مدبراللیل و النهار  ،  یا محول الحول والاحوال 

حول حالنا الی احسن الحال

سفره هفت سین


عید سعید نوروز و فرا رسیدن فصل رنگین شکوفه ها را به شما دوستان دلبند صمیمانه تبریک می گویم و برایتان در سال نو سرور و شادی و موفقیت و کامروایی آرزو می کنم

حالا که صحبت از نیایش و دعاست شعری به نام راز دل تقدیمتان می کنم

 

 راز دل

ای تازه تر از گل بهار ی

 ای پنجره ی دل قناری

 ای از تو تنور عشق سوزان

 وی از تو چراغ دل فروزان

 با دست تو لاله می زند جام

 لبخند شقایق از تو پیغام

 گل گوشه ای از گل جمالت

 آیینه کمالی از کمالت

 هم محرم راز آبشاری

هم رمز  طراوت بهاری

  هر ذره تو را سپاس دارد

تا هستی خویش ، پاس دارد

 ای در ازل و ابد هویدا

 اسرار حیات در تو پیدا

 پیدای همیشه بی نشانی

پنهان هماره جاودانی

 هر جا چمنی زند جوانه

 دارد زتو بی نشان نشانه

 بر عشق تو جان و دل گواهند

هر چند که هر دو رو سیاهند

 من مست گلم اگرچه خوارم

چشم کرم از در تو دارم

بر بنده عنایت خدا کن

 معشوق صفت مرا صدا کن

 تا در صف عاشقان بمانم

 پیوسته سرود جان بخوانم

 هر چند در اوج اعتلایی

 با راز دل من آشنایی

 عفو تو کران نمی شناسد

 پنهان و عیان نمی شناسد

 

محمـد روحانی ( نجوا کاشانی)