گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

آهای مردم کمک کارم تمومه
نویسنده : محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱
 

   با سلام به همه ی دوستان بزرگوار

این روز ها وبلاگ ارزشمند استاد دکتر ترکی طنزی دلنشین از ماجرای عقیم سازی گربه های تهران ارائه نمود که شیرینی طبع و دقت نگاه او را به نمایش گذاشت و بسیاری از دوستان را بر آن داشت تا خود را درین چالش بیابند و طبعی بیازمایند .

من نیز با تاثیری عمیق از هنر و احساس ایشان بار ها به وبلاگشان سرزدم ، هر دفعه لذت بسیار بردم و با طبع ناتوان خودم پیامی نیز گذاشتم که مورد مهر ایشان نیز قرار گرفت . 

اینک بر آنم تا با ارایه ی تصویر یکی از گربه های تهرانی ، که پس از گرفتن حق خویش از دست  شهرداری ، دست به ابتکار تازه ای زده  ، با یک گیتار برقی سرگشته ی خیابان ها شده و به آواز خوانی و گله گزاری مشغول شده به دکتر ترکی و دیگر دوستان بپیوندم باشد تا دل گربه های زیبای شهرمان به دست آید.  

 

 

آهای مردم کمک ، کارم تمومه          دیگه این زندگی بر من حرومه

منو شهر دار تهروون اخته کرده          بساط زنـدگـی مـو تختـه کرده

خجـالت می کشم از خـانـواده           می گردم توی شهر پای پیاده

می خونم دایم   آواز غم انگیز            بهـار من شده  بـد تـر ز پـاییز

                                         (( ۲ بار تکرار می شود))

 (لازم نیست شما هم این ترانه را غم انگیز زمزمه کنید ، رینگ شاد هم دارد ) 

 

حالابرویم سراغ بعضی از کامنت هایی که به همین مناسبت در وبلاگ دکتر ترکی گذاشته ام با حفظ تاریخ                    

سه شنبه بیست و سوم مهر۱۳۸۷

 سلام و عرض ادب و ارادت،
.....
شنیدم شهردار شهر تهران
پیامک داد ، پنهان ، گربه ها را
که گر دست از سر ما بر ندارید
به آتش می کشم نسل شما را
......
بزرگان و رجال شهرداری
که دلسوز جناب شهر دارند
به ایشان گوشزد کردند و گفتند
ز دست گربه آسایش ندارند
.....
شنید این درد دل را چون زیاران
جناب شهر دار از کوره در رفت
اگر چه طرح ها بسیار بودند
سخن از اخته کردن بیشتر رفت
....
یکی از گربه ها در آن حوالی
به قول خویش احساس خطر کرد
ازین پیشامد بسیار ناجور
سران گربه ها را با خبر کرد
......
سران گربه ها در یک هما یش
وجود "ریسک " را تایید کردند
پس از " رفراندمی " عام و فرگیر
جوابی این چنین تمهید کردند
......
جناب شهر دار شهر تهران
تو می دانی که گربه ضد موش است
نخواهی دید دیگر موش در شهر
اگر برداری از آنجای ما دست

==================

شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷

 سلام و عرض ارادت،
و با تشکر از محبت ها
.......................
گر اخته کنیم گربه ها را با هم
یا نفله کنیم موش ها را با سم
اوضاع زمان هیچ تفاوت نکند
تا این که شود بچه ی آدم آدم

==================

یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷

سلام و عرض ارادت
هنوز هم و همیشه دستتان درست
موضوع عقیم کردن گربه ها ی شما کار دست همه دادهاست
اجازه بفرمایید آخرین تیر ترکش را رها کنیم
............
شنیده ایم که آقای شهر دار عزیز
به اخته کردن انواع گربه فرمان داد
برای این که شود حکم جاریش اجرا
دو روز وقت به این نابکار حیوان داد
جناب موش زسوراخ خود در آمد و گفت :
درین دیار نباید به گربه میدان داد
چه خوب کرد که آقای شهر دار بزرگ
به سلطه ی سگ این نانجیب پایان داد
جناب موش بدین گونه در سراسر شهر
تمام روز به نطق و خطابه جولان داد
ز دور دست یکی گربه سبیل کلفت
رسید و غائله را ختم کرد و پایان داد
خبر دوباره به آقای شهر دار رسید
چنین به اهل خبر ، او پیام خندان داد
که اولویت ما گربه اخته کردن نیست
و گر نه باید ، مانند موش ، طاوان داد

 

 

 

همیشه سربلند و پیروز باشید                            محمد روحانی ( نجوا کاشانی )