گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

سکوت
نویسنده : محمد روحانی (نجوا کاشانی) - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

سلام و عرض ارادت خدمت دوستان بزرگوار و عزیز . ببخشید اگر دیر دیر به التماس دعایتان می آیم . دلم پر از غوغاست و بیخود از خویش . به دنبال چیزی می گردم که فراتر از شعر ،  فرهیخته تر از دانش و پرشور تر از هنر . اگر جستید خبرم کنید .

 

سکوت  ®

 

به التماس درختی شدم

 که می فهمید

بهار چیست

چمن برای چه سبز است  

و راز خنده ی گل را

شنیده بود از باد

بدون این که بپرسم

مرا به صبر فرا خواند

و گفت خاموشی

تمام مسئله ها را

جواب خواهد داد

ازین سکوت

 دلم می گرفت

نفرت داشت

من از تبارسخن بودم

وعاشق فریاد

چرا سکوت ؟

صدای خنده ی گلها

به شاخه ها پیچید

سوال ساده ی من

بی جواب بود هنوز

بهار جاری شد