گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

 
 
آب در جوی روان ، نور  به صحرا جاری
دشت از سبزی  رخسار چمن زنگاری
 

چشم خورشید  تماشا گر آیینه ی رود
رود در پیچ و خم جان طبیعت جاری
 

نفس مخملی باد هم آوای  نسیم
کو به کو می زند آهنگ خوش بیداری
 

رقص موزون شقایق به دل گندمزار
مژده ها می دهد از خرمن  گندمکا ری

 
باز کن پنجره را تا که ببینی در دشت
ذره ای می نشود یافت ز نا هنجاری

 کاش ما نیز درین رویش موزون حیات
جان خود را برهانیم ز سهل انگاری



                          محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

 

۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی) نظرات ()
تگ ها: بهار و جاری و موزون و شقایق