گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

(( سفر تا عشق ))

 

پندار من پشت درختی دور

زیر نهالی سبز

در جنگلی انبوه

گم می کند خود را

دل خالی از خویش است

در جستجوی لحظه ای پر شور

                         پر احساس

          آن سوی باور ها

دنبال فصلی تازه می گردد

من دوست می خواهم

من آفتابی داغ ، رنگی تند ، شعری شاد می جویم

آئینه ها را باز گردانید

در باغ سبز چشمها تان گل بیفشانید

دل رابه دنبال گل خوبی بگردانید

جان را بخندانید

شاید شما هم در سفر تا عشق

تا بی نشان ها با دل من همسفر باشید

۱۳۸۳/٩/۱٩ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی) نظرات ()
تگ ها: