گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

( نگین کوهستان )

برزک ای شهر تماشا  ، شهر ِ ایوان بلند

ای بهار ِ پر گلت بالاتراز هر چون و چند

عطر جان دارد گل ِسرخ ِ تو در اردی بهشت

با گلابِ دلنشین  ،  پیوسته مثل ِ گل بخند

می درخشی چون نگینی روی کوهستان ِسبز

قله ها در چارسویت سرفراز و سربلند

چشمه هایت آب حیوان می کند جاری به دشت

تا نگردد روی ِ شاداب ِ گیاهانت نژند

هفت برزن میهمان ِسفره ی مهر ِ تو اند   

هفتخوان گسترده ای در هفت خوان ِ دلپسند

قله هایت هر یکی سر می کشد بر آسمان

کرکس ِ افسانه سازت رفته بر بام ِ سهند

بهترین های طبیعت در تو می آید پدید

با تو مشهور است در اطراف ایران جوزقند

از بهشتِ آشنا شاتوت داری ارمغان

عاشقان با شور و شادی می خرند و می خورند

آرزو داریم ای مهد بزرگان  دامنت

دور فرماید خدای ِ گل تو را از هر گزند

گر چه دور است از دیار آشنایی سالهاست

مهر ِ تو افکنده خوش بر گردن ِ نجوا کمند

 

    محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

۱۳٩۳/۱۱/٢٤ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی) نظرات ()
تگ ها: نجوا کاشانی و شهر تماشا و اردیبهشت و گل و گلاب