گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

                                             ((کشاکش))

در شهر جنجالی دگر جاريست

مردم نمی دانند از فردا چه می خواهند

هر چند می دانند

امروز باب طبع آن ها نيست

ای کاش می شد با صراحت، با صداقت گفت

تقصير اين ناباوری با کيست

بايد تصور کرد و باور کرد

امروز هرگز رنگ فردا نيست

فردای بی رنگی که ما داريم

از پشت پرچين زمان

از پشت اين ديوار های تيره پيدا نيست

امروز را بايد گرامی داشت

شايد پس از امروز ، فردا نيست

۱۳۸۳/۸/٢٢ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی) نظرات ()
تگ ها: