گلستان شعر و ادب

اشعار محمد روحانی

                            ((   تک    و    پا تک  ))

به عیال گفتم  :  امسال ماه محرم و عید نوروز ،  با هم در آمیخته ، شاید بتوانیم در خرید های نوروزی  صرفه جویی کنیم  و  کمتر شیرینی ، میوه ، آجیل و مخلفات بخریم .

بدون مقدمه ابرو ها گره خورد ( ا لبته زیاد هم بدون مقدمه نبود ) چون چشم غره ها آغازشد ،  

صدا بلند تر از معمول  ، مخاطبی به غیر از بنده در نظر گرفت و گفت :

مگر می شود کارد و چنگال و بشقاب خالی جلو مهمون گذاشت ؟  حالا هفت هشت نوع میوه ،

پنج شش جور آجیل ، سه چهار تا شربت  و دو سه نمونه کیک  کافیه .

بنده به روی خود و جیب مبارک نیاوردم ، فقط از دهنم پرید که : مگر به لطف خدا عروسی داریم ؟

بار دیگر مخاطب خیالی(  کمی آتشی تر )  مورد خطاب قرار گرفت :

کار نداشته باشید که عروسی  داریم  یا عزا  ،   مهمون که داریم  ،  مهمون حبیب خداست .

پذیرایی باید مطابق طبع و سلیقه ی مهمون انجام بشه .

بعضی ها دوست دارند کوکتل ترش با بخورند  بعضی ها معجون مارتا پولوتوف ،

بعضی ها آناناس نارس رنده کرده فریز شده می خواهند ،   بعضی ها هم  توت فرنگی رسیده ی لهیده ولرم ،البته بعضی ها فقط  روزبری دم گرفته ی  برشته ی نمک زده میل دارند.

چاره ای جز تسلیم نبود ، اصلا" مگر زور ما به زور عیال می رسید ؟

با کمال حسن نیت در مقابل حضرت ایشان لنگ انداختم و گفتم :

کی باید برای خریدن میوه به میدون برویم ؟

فرمایش ایشان در پاسخ بنده ( و البته خطاب به همان مخاطب خیالی) این طور آغاز شد:

کی حوصله داره  برای خرید  دو سه تا خرت و پرت بره میدون  .  نگران نباش  ،  به چند تا بارفروشی تلفن میزنیم  ،  خودشون چند تا جعبه میوه ی خوب  با سرویس فوری میفرستن در خونه  ،  آجیل هم همین طور .  فقط برای کیک قضیه فرق می کند  ،   خودم باید بروم توی شیرینی پزی  ،  سفارش بدم کیک ها را با روکش مخصوص آماده کنند .

بنده را عرض ، این چنین افتاد :

چشم ، هر طور که میل سرکار عالی باشد .

و  عیال فرمودند : حالا درست شد .

 

۱۳۸۳/۸/٢٩ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی) نظرات ()
تگ ها: