دلشوره ها

              سلامی به گرمای دست محبت        به آنان که مستند ، مست محبت

 

         روز پدر و روز میلاد  مولای متقیان حضرت علی (ع) گرامی و خجسته باد

درود بیشمار به دوستان و همدلانی که از گوشه و کنار این دنیای ِ مجازی ، گل های محبت و مهربانی را به گلستان بی قراری ما گسیل می دارند و جان ِ عاشق و مشتاقمان را از برکت لطف ، عنایت ، نقد و نظر ات ثمر بخش و سازنده خود برخوردار می سازند . 

به برکت این رفت و آمد های مجازی ، شور و شوقی حقیقی حاصل آمده که وصف ناپذیر است و مرز ناپسند ، به گستردگی بهار در زمین ،  به بی کرانگی هوا در فضا و به بی پایانی عشق در دل  .

 هرگاه تنهایی هجوم می آورد ، هر وقت دلتنگی بهانه می گیرد و هر زمان روح جستجوگر به غذایی تازه احساس نیاز میکند ، به سراغ وبلاگ هایتان می آیم ، کامنت هایتان را می خوانم ، گاهی نیز اگر برسر شوق آمدم کامنتی می نویسم و سرانجام ،  پرشور و با نشاط ، سرمست و شاداب  ، باز می گردم  . خدای را سپاس می گزارم که همدلانی دل آشنا و دوستانی بهتر از آب روان برایم فراهم آورده است تا درسایه محبتشان از آفتاب مهر او بیشتر برخوردار شوم . 

این روزها ،  نفرین جنگ برخاور میانه سایه افگنده و لبنان زیبا و مظلوم در آتشی برافروخته از جهل ، عداوت ،  قدرت طلبی و نفاق ، می سوزد و بر جهان و جهانیان سکوتی مرگبار حاکم است . انگار خداوند هم سایه ی مهرش را از این منطقه برداشته و به جای دیگری برده است .

در یکی از کامنت های اخیر  نوشته بودم :

گفتن نیاز نیست
آدم که نیستند
این گرگ ها که این همه کشتار می کنند
از گرگ ، جز دریدن و کشتن چه انتظار
باید سوال کرد
ازحاکمان منطقه
آنان که با سکوت
در جنگ گرگ ها
آلوده اند پنجه ی تزویر را به خون
امابرای سفسطه انکار می کنند
دست خدا کجاست ؟

و    گاهی   اندوه درون   این گونه   بر زبان می نشیند :

1 -  « پاره های تن فرزند را  / پدر و مادر قسمت می کنند / برای به خاک سپردن »
2 -  « بیم گرسنه ماندن نیست / غذای امروز موشک است /  فردا بمب
 »
3 -  « مادر ، نصف نمازش را درخانه ی ما خواند /  نصف دیگرش را در بهشت »

 بیایید  دلهایمان بر دست ، برای انسان های بی گناهی که در این درگیری هولناک و وحشیانه جانشان به تاراج می رود دعا کنیم، بلکه آن مهربان ترین ، سایه مهر و محبتش را بار دیگر به این دیار باز گرداند .
و اما غزلی دیرسروده تقدیم به شمایان که صمیمانه و تا همیشه دوستتان دارم.

                                                           مهربانی

در دلـم بـــذری بـیــفــشــان از بــهــار دوســتــی           تـا بــر آرم بــر ســر هــر شــاخـه بــار  دوستـی

دشمنان را هم به خوان_عشق مهمان می کنم          گــر بـــه دســت_مــن بـیــفـتد اختیار دوسـتـی

دیـده را نـا مـهربـان کـردن نـیـفــزایــد بـه حــسـن         شــستـشــو کـن عـشق را در آبشار  دوسـتـی

کــاروان مـهـــر در راهـــســت ، جــانـی تـــاب ده          تــا بــیــفــشـانــد دلـت بـر ســر غبار  دوسـتـی

سـایـه ای مـی خـواهـم از خـورشید مثل آفـتـاب          بــا  نــوای ِ دلـنــشــیـنــی ،  از دیــار دوسـتـی

دل ســراپـا  درد بــایــد  تــا گـرفــتــارش کــنــنــد           نــیـست از بــی درد هــرگـز انــتــظـار دوسـتـی

مهربانی ، عشق ، همدردی، صمیمـیت ، صـفـا          رنـــگ_ آغــازنــد در نـقـــش  و نــگـار  دوسـتـی

چون چمن سبز و صمیمی بـاش در مـتـن بـهـار           مــشــکن  از نـا مـهربـانـی  اعـتـبــار دوسـتـی

 

                                                                محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

/ 225 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

سلام بر همه ی دوستان عزيز و ارجمند روز ها و شبهاي با شکوهی در پيش است ، ماه مبارک رمضان ، شهادت مولای متقيان و شبهای قدر . به دعای خيرتان نياز فراوان دارم . ......... آن روز ، نماز عشق ، تاخير نداشت محراب ، گمان ِ زخم ِشمشير نداشت می گفت علی: فزت و رب الکعبه تقدير ، مجال ِ هيچ تاخير نداشت هميشه پويا و پايدار باشيد

ماندانا

سلام جناب کاشانی ..... کاش به روز می شديد ..... ممنونم به فقير فقرا سر زديد ..... خوشحالم کرديد ..... و التماس دعا

محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

سلام بردوستان بزرگوار ، معلومه که ساعت دو و سی و پنج دقیقه بعد از ظهر ، روزه آدم را با خودش می بره ، پس ببخشید که در مصراع چهارم رباع به جای " تغییر " تاخیر نشسته روزه هاتان قبول

ابن محمود

سلام مؤمن! شما اگر شعرهايي كه در كامنتها ميگي جمع ميكردي از شاهنامه فردوسي هم بيشتر ميشد. وبلاگت هم اينقدر تأخير نداشت!

سعيد سليمانپور

ایام شهادت مولی الموحدین علی (ع) را بر شما و تمامی عاشقان اهل بیت تسلیت می گویم: غم را به دل نمــــــــاز پا بر جا کرد محراب عـــــــــزا گرفته را دریــا کرد آن تیغ وضو گرفت با زهــــر و سپس بر فرق علی نشست و قرآن وا کرد....

پناهگاه

به وفاتش هم رسیدیم ولی هنوز شما آپدیت نکردید! خوبید؟

ننه دريا

سلام بر حضور مهربان دوست حضور گرم شما بر مطالبی که می نویسم قوت قلب است و قلم،استاد. منتظر هوای تازه گلستان پر گلتون هستم تا نفسی تازه کنم. یا حق و التماس دعا

فرهاد

سلام محمد جان. التماس دعا...

سيامک

سلام دوست من !...خوبيد ؟!...مهربانی تان هميشه بيش از لياقت حقير است ... ما مثل هميشه استفاده می کنیم ولذت می بريم ... شاد باشيد و برقرار