در سوگ قیصر امین پور

سلام و عرض تسلیت خدمت همه ی دوستان

 

تمام پنجره ها بسته بود  آن  یک آن      که  پر گشود کبوتر  به آشیـان خیـال

 

خیال را چه فراغ است در لهیب فراق     فراق دوست به آتش کشید جان خیال

 

 

امشب بلورِ ِ خلوتِِ آیینه ها شکست
باران شوید یکسره ای ابرهای مست

 

 

            (( صدای سوختن ))

 

کجاست آن که درین روزگار قیصر بود

 

روایت سخنش   سخت تـازه و تـر بـود

 

کجاست آن کـه در آیین پـاک  ِ آینـه هـا

 

همیشه جلوه گـر ِ  جلوه های دیگر بود

 

بلنـد قامتش  از یـاد هـا   نخـواهـد رفت

 

هـمیشـه  همنفس ِ نخلهای بی سر بـود

 

اگـر چـه می شکنـد این بلور بی فـریـاد

 

صـدای سوختنش از سپنـد هـا سـربـود

 

دریـن چمـن کـه درخـت بـلـنـد کـم  دارد

 

به او درود کـه هم سروهـم صنوبر بود

 

مـرا ز کـوچ  ِ کبوتـر کمـر شکست ولی

 

چه چاره ایست  که  تقدیر او مقـدربـود

 

                                                      محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

 

 

 

/ 64 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کازرونيه

عرض ارادت.

بوالفضول الشعرا

ممنون از شعر زیبایت نجوا جان عزیز. چون بعد از حضور مبارکت به روز کردیم با اجازه کامنتت را به کامنتدانی پست جدید منتقل کرده ، بر سر در زدیم تا عزیزان دیگر نیز مستفیض گردند... چند بیتی نیز انشاءالله تقدیم خواهد شد...

بوالفضول الشعرا

رفیق شاعر و کاشانی ام علیک سلام! غزل سروده ای و خوانده ام به شوق تمام (بدان که قافیه ی شعر تازه ی ما نیز لگام و عام و کلام است و خام و شام و حرام!) به دور قحط وفا اینهمه مرام؟ عجب! هنوز هستی در کــــــــــار احتکار مرام؟! جهان به کام من و تو نچرخد ای شاعر! که همچو توپ بچرخد فلک به کام "بکام"!! برو بساز گلستـــــــان خویش را جالیز که سود کشت کلم بیشتر ز خلق کلام! "وجود نازکت آزرده ی گزند مباد" (ز خواجه قرض گرفتیم بهر حسن ختام!)

حيدر

سلام بر استاد عزيز بنده از ارادتمندان شما و از خوانندگان قديم وبلاگ شما هستم مدتها پيش شما بر روي وبلاگتون يه موسيقي داشتين که با تار نواخته مي شد من به شدت اين موسيقي رو دوست داشتم و چه شبهايي که تا صبح با اين موسيقي به سر نبردم. چنديست که ديگر تو وبلاگتون از اين موسيقي استفاده نميکنيد مي خواستم عاجزانه ازتون درخواست کنم که لطف کنيد اگر مقدور هست دوباره اونو رو وب قرار بدين يا لينکشو براي من بفرستيد. من قبلا هم چند بار اين درخواست رو کرده بودم ولي هميشه بي جواب ماند.انشاال.. اين دفعه بي جواب نماند. ممنون

زهرا معتمدی

از پشت گریه ی تلفن بوق بوق بوق هی شعر خط خطی وسط جزوه ی حقوق... سلام! تو این تاریکی که چشم چشمو نمیبینه با یک شعر تازه به روزم!

مجيد

عرض سلام و ادب خدمت عموجان عزيز استاد گرانقدر جناب دکتر روحانی تقريباْ ۴ ماهی می شود که با ايران خو گرفته ايم اما ياد و خاطره روزهای اندک قدیمی دل را به آن سو می کشاند . ارادتمند شما مجيد

مسعود عباسی

من كه بهت گفته بودم اينجا دلت می شكنه ترانه تو هنوز نخونده يكی خط می زنه... -------------------------------------------------- روزهایم با شبهایم یکی شده و خودم با هردو... نمی دانم روزم یا شب...بروزم یا به شب...فقط منتظرم منتظر عبور تو...

م.ر.ت

به وجد می آورد لطف دلنواز شما دل ما را..لطف شما مزيد!