دوستی

(( دوستی )) 


در دلت بذری بیفشان از بهار دوستی 

تا بر آری بر سر هر شاخه بار دوستی 

دشمنان راهم به بزم عشق مهمان می کنیم 

گر به دست ما بیفتد اختیار دوستی 

کاروان مهر در راه است ، جان را دست کن 

تا بیفشانی به سر از سر غبار دوستی 

سایه ای می خواهم ازخورشید مثل آفتاب 

نوربارانی پیاپی ، در دیار دوستی 

صید جان افروز ِدل را کی توان ممنوع کرد 

 تا که آزاد است در دنیا شکار دوستی 

 مهربانی،عشق،یک رنگی،صمیمیت،صفا 

جلوه ها دارند در نقش و نگار دوستی 

چون چمن سبز وصمیمی باش درشوق بهار 

مشکن از نا مهربانی اعتبار دوستی 


#محمد_روحانی (#نجوا_کاشانی )

@boostanetanz

@golestanesheroadab

/ 0 نظر / 87 بازدید