زمزمه ی عشق



( زمزمه ی عشق )

فریب می دهد اوهام زندگی ما را ...
نگاه ، عاشق آیینه کرده دل ها را
برای  دیدن زیبایی  ِ بهار و بهشت
  سپرده اند دل  ِ دیده پروری  ما را
به شور و شوق ، بیندیش در طبیعتِ مست
  به چشمِ عشق ببین کوه و دشت و دریا را
برای این که بدانی جهان تماشایی ست  
  بگیر دامن ِ اندیشه ی تماشا را
قفس نمی کند عشق ِ پرنده را آزاد
نباید این همه جدی گرفت ،  دنیا را
دلی که مست نگردد به باده ی امروز
ازو دریغ کند روزگار ،  فردا را
اگر حضور دل انگیز  ،  آرزو داری
ببر به زمزمه ی عشق ، جان شیدا را
خدا همیشه بزرگ است  ، با دلی مشتاق 
  بگیر  دامنِ حلّالِ  هر معما را
همیشه چشم به راه  محبتم  ای دوست
به مِـهر ، مُـهر بزن  ،  پای ِ شعر ِ نجوا را
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )
/ 10 نظر / 28 بازدید
مژگان

درود بسیار زیبا قلم زدید دست مریزاد استاد

فاطمه بلندی برزکی

با سلام مانند شعرای قبلی پرمعنا و دل انگیز موید باشید

سیدمصطفی طباطبائی فر

با سلام وعرض ادب وارادت شعر زیبای حضرتعالی چون از دل برآمده بردل می نشیند تاثیر گذار وزیبا بود موفق باشید

دختر حوا

با سلام سلام مطالب جالبي داريد در صورت تمايل به وبلاگ ما سري بزنيد http:jameadab.blogfa.com[لبخند]

علیرضا آیت اللهی

سلام استاد وقتی مدتی اشعار شما را روی سایتها نمی بینم دلم برایشان تنگ می شود .

کوثر سنجریان برزکی

با سلام اشعار بسیار زیبایی است اگر لطف دارید به وب من با نام صدای پای اب نیز سری بزنید سپاسگزارم

جواد

سلام بسیار زیبا بود. ممنون