در کوچه باغهای گلستانه

و حالا چند خطی از کتاب " در کوچه باغهای گلستانه " که زندگینامه ی سهراب سپهری است و به سبک خودش سروده ام را به تمامی دوستداران آن بزرگوار تقدیم می دارم
چنین آغاز می شود:

در شبی مهتابی
پیش پای پاییز
پشت دیوار ترک خورده ی شهر
در گلستانه در آنجا که علف بیشتر از گل زیباست
روی ایوان بلندی از عشق
با شکوفایی مهر
خانه ی آینه ها ساخته شد
عکس سهراب در آیینه نشست...

و اینچنین نیز پایان می یابد:


... و شگفتا که چه زود
روحش از دایره ی تن کوچید
و سبکبال و رقیق
بال، را در سفر چلچله ها بر هم زد
و به رودی پیوست
که در آن صیحه ی سیال زمان جاری بود
ما که بر ساحل این رود روانیم هنوز
و تماشاگر جاری شدن خورشیدیم
و به دنبال حقیقت می گردیم
و خدا را می جوییم
باید از هشت بهشتش ثمری برگیریم

پی به نجوای نگاهش ببریم
چمن سبز تمنایش را آباد کنیم
 روح او را شاد کنیم
حرف آخر اینست:
درسی از دفتر سهراب جهان را کافیست
"آب را گل نکنیم"
"آب را گل نکنیم"

محمد روحانی(نجوا کاشانی)

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد مهدی موسوی

سلام عزیز! با اخباری پیرامون چاپ کتاب جدیدم ، حضور آن در نمایشگاه کتاب و نحوه تهیه آن به روز شدم حتما سر بزن!!

nc

خيلی جالب بود

فرشته مهر

دوستان خانم سيما www.kabootaroyass.persianblog.ir همه وبلاگ های آموزنده دارند از آشنايی با وبلاگتون خوشحال شدم

قاسم شیری

سلام... چه اشارات زیبایی نمودید... من هم به روزم

بهرام کمالی

سلام...يه کار سپيد نخونده دارم٬ تشريف بيارين...شاد باشيد.

رضا قاسمي

سلام عزيز/با يک غزل به روزم/سر بزن و حتما نظرت رو بگو/ممنوم/موفق باشی

فرشته مهر

خيلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی عالی بود خيلی قشنگ بود درود به جوان های پاک کشورم

آرش

با سلام این قسمت از وب لاگت هم مثل قسمت های دیگه خیلی خوب بود . من عاشق سهراب هستم بازم ازش بنویس موفق باشی

مهدی فر زه

درسی از دفتر سهراب جهان را کافیست "آب را گل نکنیم" "آب را گل نکنیم"