یا حسین

 یاح سین

دیدار بهشت

 

هنگامه ی سرخ با سیاق تو خوشست

دیـدار بـهشـت  از رواق تـو   خـوشست

مـوسیقی زنـدگـی  بـه آ هـنـگ حـیـات

از سـاز حـجـاز تـا عـراق تـو خـوشست



قيامتي عظيم

هنگامه ايست ديدني 

 قيامتي عظيم  

شكوهي جاودانه

درخت هاي بلند رشادت سر سبز و با نشاط

برومند و بي باك

مي رويند مي خرو شند

مي خندند ومي جوشند

مي بالند و مي كوشند .

فرصت آن نيست كه چشم انتظاري نوبت را تجربه كنند

بايد ايستاد بر قله ي خون

بر ارتفاع عشق

بر ستيغ سعادت

گودالها وارونه مي نمايند

خون حسين از هر گودالي فرا مي جوشد

اين جا كربلاست

كربلاي خون

كربلاي آتش

كربلاي جنون

خيمه اي نسوخته مي خوا هي ؟

از زينب بپرس 

كه به خفتگان در  خاك و خون خيره مانده است

فرات را فراموش كن

بيداد تشنگي چشيدني است

آب دادن طفل شير خوار ديدني

حنجر و خنجر ؟

آبي زلال تر از چشمه ي كفر نمي تراود

گريستن را چه سود

بر اين خون پاش خدا نگريستن بهتر

تاب راه رفتن كجاست ؟

عشقش به اين سو و آن سو مي كشاند

وگر نه زينب

پيش از ديگران جان باختن را تجربه کرده است

اسارت را به پا خيز اي دختر عدالت

اين همان كوفه است

اما نه كوفه ي علي 

و تو در كفر كوفه اسيري نه در كوفه   

كوفه هميشه دختر اميرالمومنين را عزيز مي دارد

ليلا ديگر بيتاب نيست

سر علي اكبر را  به دامن پيامبر سپرده است

غم آن مادر را چه كنم كه لالايي مي خواند

و گهواره ي نيمه سوخته مي جنباند

تاريكي شب را بيمناك مباش

اگر ماه از خجالت قمر بني هاشم سر باز زد

سر حسين همچنان بر ني مي درخشد

زينب امشب با كودكان چه خواهد كرد 

اگر آب خواستند يا بابا

 

                                            محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

یاحسین     

/ 112 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشرف گیلانی

ای بهار ای بهار ای بهار ای بهار تو پرنده ات رها بنفشه ات به بار می وزی پر از ترانه می رسی پر از نگار هرکجا رهگذار تست شاخههای ارغوان شکوفه ریز خوشه اقاقیا ستاره بار بیدمشک زرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می کنی نثار برگ تازه ای کهمی دهی به شاخسار چهره تو در فضای کوچه باغ شعر دلنشین روزگار آفرین آفریدگار ای طلوع تو در میان جنگل برهنه چون طلوع سرخ عشق چون طلوع سرخ عشق پشت شاخه کبود انتظار ای بهار ای همیشه خاطرات عزیز عاقبت کجا ؟ کدام دل ؟ کدام دست ؟ آشتی دهد من و ترا؟ تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز یک جهان ترانه ام شکسته در گلو شعر بی جوانه ام نشسته روبرو پشت این دریچه های بسته می زنم هوار ای بهار ای بهار ای بهار

اشرف گيلاني

سلام و با سپاس فراوان از اينکه شعرم رو خونديد روزهايی سراسر صحت و سلامت داشته باشيد (راستی به مريم خانم گل هم سلام برسونيد)

حميد تقی آبادی

«آيا سبكهاي شعري فارسي با مكتبهاي غربي قابل مقايسه و تطبيق است؟» سلام نجوای عزیز با معرفي مفصل كتاب «بلاغت تصوير» تاليف دكتر محمود فتوحي، استاد دانشگاه فردوسي مشهد به روزم.خالی از لطف نیست اگر سر بزنید

يواشکی

سلام: در باغچه شما از بهار خبری نيست استاد؟!... يه پست بهاری مرقوم بفرمايين رومون بشه تبريک سال نو عرض کنيم...

نازنين

سلام . رد پای شما همه جا هست مثل بهار . حیفم آمد خدمت شما نرسم . پیشاپیش سال نو را به شما تبریک میگویم . امیدوارم سال نوتان سرشار از شادی و سلامتی باشد.

انجمن مجازی ايران (نقد شعر)

با سلام . پانزدهمین جلسه ی انجمن مجازی ایران از تاریخ دوشنبه 27 اسفند 86 تا دوشنبه 12 فروردین 87 ماه به نقد و بررسی اشعار عبدالحسین انصاری اختصاص دارد . امیدواریم شما فرهیخته ی گرامی هم در گفت و گو ها شرکت کنید.

عبدالحسين انصاری

سلام عزيز سال نو مبارک هر دو شعر زیبا بودند سنگواره ها به روزه ومنتظر در پناه بارون

محمد جاوید

سلام ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت// هــم دل مــا تـازه شد هم کفش و رخت یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن// یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن عیدتان مبارک

پيام سيستانی

عزيز دلم نجوا جان ديريست بی فارسی نويسی مرا از ديدار يارانم دور ساخته است اما دوباره بخت يارم شد تا دل به عطر کلام پخته ، شيوا و فاخر شما بسپارم . بی گمان که چارانه ی زيبا و استخوانداری بود . دست مريزاد . بنده نيز با احترام شما را به نيزار برای خواندن غزلی عوامانه دعوت می کنم . ارادتمند شما : پيام سيستانی

م.ر.ت

دستت پر از شکوفه و جانت پر از بهار....