(نـگاه ِ تـمـاشـایـی)

با سلام به همه ی دوستان مهربان و همدل که آفتاب محبتشان روشنگر راه است

(نـگاه ِ تـمـاشـایـی)

 

محـراب آسمـانـی چشمش  را ، هــرکس بـه یک نگـاه تمـاشـا کرد

خود را وهرچه خاطره در دل داشت، بی اندکی مسامحه حاشا کرد

عمـری بـه جستجـوی خـدا رفتیم  ،  پیـدا نشد ، نشد کـه نشد هرگز

امـروز هـم دوبـاره نجستیمش ،  بـایـد نشست و چـاره ی فردا کرد

قانـون غنچـه را نشکن هـرگـز  ،  بگـذار بستـه بـاشـد و بی غوغا

در روزگـار زنـده نمی مانـد  ،  هرغنچه ای که چهره شکوفا کرد

کی می رسـد خبـر کـه بشورانیـد  ،  چشمـان بی قـرار مسـافـر را

از آنـچـه بـا نگـاه ِ تمـاشایـی  ،  در دشت هـای گـم شـده پـیـدا کرد

ترسم که تـا بـه دل بـرسد بـاران  ،  مثل تگرگ شیشه شکن گردد

کی می شود ازین همه سرسختی ، با هر بهانه رد شد و پروا کرد

دیـریست در فـراق گـرفـتاریـم ،  کـو آن طبیب درد کـه می گـویند

بـایـد بـه دست های تـوانایش   ،  هر درد را کـه هست مـداوا کرد

آیـینـه هـا دروغ نمی گـوینـد  ،  در دوردست معجـزه ای پیـداست

بـایـد هـمیشـه آن گـل هستی را  ،  بـا چشـم ِ انتـظـار تـمـاشـا کرد

                             محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) 
 

 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایگونا

بلند بلند خواهم خندید هی تمام لب ها را بدوزید و با تبر آغوشها را تکه تکه کنید من چشمانم را به شب خواهم بخشید و انگشتانم را به درختان بی شاخ وبرگ...

پریسا

درود خیلی از خوندنتون لذت بردم یه جلسه ادبی خوب تهران نواب پل کمیل شنبه ها ساعت4 باحضور استاد فرامرز عرب عامری برگزار میشه خوشحال می شم ببینمتون به امید دیدار

ری را

این روزها / برای رفتنم... / بهانه می گیرم / و برای بودنم / استخاره [گل][گل][گل]

مهدي فرجي

[گل]

مهدی سیدحسینی

سلام جناب روحانی عزیز همین یک وبلاگ را دارید یا ...؟ اشعار کمی در اینجاقرار دارد

جواد

سلام علیکم بزرگوار ‘ خدا قوت . از مطالعه اشعارتان محظوظ شدم . اگر بنده را به شاگردی بپذیرید .خوشحال میشوم . شوریده حالی هستم حیران وادی فرهنگ وادب. که نمی دانم چه مدت است در این وادی سرگردانم .شما را به تماشا دعوت می کنم اگر اجابت کنید ممنون می شوم. وبلاگتون را هم به وبلاگم لینک می کنم وخواستار ارتباط بیشترم .یا علی !