(( شهر سوخته ))

 

شهر سوخته 
( همدردی با آنان که روزه های رمضان را با آتش افطار کردند )

دل را همیشه ، عید ِ خدا شاد می کند

از درد های گم شده  ، آزاد می کند

این عید فطر ، خنده ندیدیم روی ِ لب

احساسِ درد ، شیون و فریاد می کند

هر گز نمی شود می شادی به جام ریخت

وقتی دل  از غم ِ دگران  یاد  می کند

آن سوتر از نگاهِ من و تو تنور جنگ 

با رنج و درد و حادثه  بیداد می کند

طوفان ظلم ، می کند از ریشه باغ را

هر سبزه ای که سر زده  بر باد می کند

هر خانه را به روی ِ سر ِ اهل ِ آن خراب

وز کقر و ظلم ، خوان ِ خود آباد می کند

هر جا  نهاد  دشمن ِ سوگند خورده گام

از کینه ،   شهر ِسوخته   ابجاد می کند

از دشمن ،  انتظار به جز این نمی رود

این کار را   ،  به  عادت ِ معتاد می کند

گوش جهان کر است ، مجالِ شنود نبست  

آن طفل را که خواهش ِ امداد می کند

محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

/ 2 نظر / 37 بازدید
http://arkanolhoda.ir

سلام از وبلاگ زیباتون دیدن کردم ممنون میشم اگه لایق بدونید به ما هم سر بزنید و ما را در جهت زنده نگه داشتن شعائر الله یاری کنید

دوست اشنا

ایین جانیان بدوصدباربدتر ند این ناکسان که بیهده فریاد می کنند با قوم خویش خولی وشمران کافرند واندر جهان اشاره به شداد می کنند