برزک ، نگین کوهستان

( نگین کوهستان )

برزک ای شهر تماشا  ، شهر ِ ایوان بلند

ای بهار ِ پر گلت بالاتراز هر چون و چند

عطر جان دارد گل ِسرخ ِ تو در اردی بهشت

با گلابِ دلنشین  ،  پیوسته مثل ِ گل بخند

می درخشی چون نگینی روی کوهستان ِسبز

قله ها در چارسویت سرفراز و سربلند

چشمه هایت آب حیوان می کند جاری به دشت

تا نگردد روی ِ شاداب ِ گیاهانت نژند

هفت برزن میهمان ِسفره ی مهر ِ تو اند   

هفتخوان گسترده ای در هفت خوان ِ دلپسند

قله هایت هر یکی سر می کشد بر آسمان

کرکس ِ افسانه سازت رفته بر بام ِ سهند

بهترین های طبیعت در تو می آید پدید

با تو مشهور است در اطراف ایران جوزقند

از بهشتِ آشنا شاتوت داری ارمغان

عاشقان با شور و شادی می خرند و می خورند

آرزو داریم ای مهد بزرگان  دامنت

دور فرماید خدای ِ گل تو را از هر گزند

گر چه دور است از دیار آشنایی سالهاست

مهر ِ تو افکنده خوش بر گردن ِ نجوا کمند

 

    محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

/ 3 نظر / 46 بازدید
مرتضی

همه ساکت هستند و جهان در خواب است؛ خوابی از جنس جفا گوشها کر شده اند،چشمها نابینا کودکی جان داده،زیر پای شیطان شده عادت انگار،مرگ صدها انسان عصر ما را باید،عصر ذلت نامید عصر مرگ عزت،عصر مرگ ناهید. مرتضی قاسمی به سروده های منم سر بزنین و نظر بدین

30نا

سلام. گذرگه خیال با مسافر خسته چشم انتظار قدوم شماست... [گل][گل][گل]

azar

[لبخند][گل]