دستهايم به التماس تو می آيد

ای بنفشه ی صحرايی

بر لب کدام رود بوسه می زنی

از کدام چشمه می نوشی

که برگهايت زيبايی رنگ را هزارچندان می کند

دلم صحراست

و جويبار جاری چشمم

رويش جوانه های محبت را

در انتظار

آفتابی شو

/ 6 نظر / 11 بازدید
88888

راستش وقتی شعراتو می خونم يه جورای قلقلکم می سه ، خيلی با احساس و با حالن ، زنده باشی استاد .

sasa

نجواهايتان بسيار دلنشين است

fatemeh

خيلی قشنگ بود من هم يه چيز هايی گفتم که برا تون خواهم فرستاد

fatemeh

اميد وارم خوشتون بياد و حتی الامکان اصلاح کنيد موفق باشيد

رضوان

طبع شعری شما بسیار موزون وقوی است.موفق باشید.

sajjaad

سلام بر غريبه اي كه شعرهايم را خوانده نميدانم ولي به بي وزني كشيده ام تو با وزن خوبي؟